تبليغاتX
هزار و یک تلنگر - روحانی قندی در "یه حبه قند" (سینما و روحانیت)
هزار و یک تلنگر
گاه‌نوشتی از محمد هادی میهن دوست
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 توسط محمد هادی میهن دوست |

حضور روحانیت در فیلم‌های سینمایی اول انقلاب تا کنون بسیار کم رنگ است و با این که روحانیت، بخش جدایی ناپذیر جامعه شیعی است، سینمای بعد انقلاب  خیلی سراغ این قشر نرفته است. چراهای مختلفی دارد اما در یک کلام، هم نهادهای ناظر میدان ندادند که سینماگران به هر شکلی می‌خواهند وارد این موضوع شوند و هم خود روحانیت خیلی مایل نبود خودش را در این رسانه نشان دهد.

اما با گذشت دو سه دهه از انقلاب، سینما گرانی که دنبال جذابیت‌های حضور شخصیت‌های روحانی در سینما هستند وارد این عرصه شدند: زیرنور ماه، مارمولک، طلا و مس، او، وقت چيدن گردوها، اخراجي ها، سينه سرخ، توفیق اجباری، ، كيميا و خاك، لطفا مزاحم نشويد، زم‌هرير،آتشكار... و سريالهایی مثل مرغ حق، مدرس، كيف انگليسي، روزگار قريب،آخرين گناه، پهلوانان نمي ميرند، او فرشته بود، ميوه ممنوعه ...

روحانیت هم در دهه اخیر به تاثیرگذاری سینما و اهمیت حضور فعال در سینما واقف شده است. به هر حال اگر خود روحانیت وارد این مقوله نشود، دیگران وارد می شوند و حتی ممکن است در خارج از ایران تولید شود.

این فیلم ها را می توان در دو دسته بررسی کرد: یک سری تیپ روحانیت است و یک سری شخصیت روحانیت.

در تیپ، ظواهری رعایت می‌شود و تحولی هم در سیر داستان ندارد. در اخراجی ها تیپ روحانیت حضور دارد. روحانی قصه در سیر داستان تاثیر گذار نیست و اصلا معلوم نیست چرا این قدر جلیل القدر و خوب است؛ اما در زیر نور ماه یک شخصیت روحانی حضور دارد. بحث مجاهدت و مبارزه با نفس و مردمی بودن او مسئولیت داشتن او نسبت به همه اقشار حتی یک زن فاحشه ... و در پایان فیلم تلبس و نقش هدایتی او در کانون اصلاح و تربیت.

در فیلم مارمولک شخصیت روحانی حضور دارد. در طلا و مس شخصیت روحانی حضور دارد اگر چه می توان در آن خدشه ای هم کرد  چون به نظر می رسد طلبه بودن در این فیلم موضوعیت ندارد. اگر طلبه داستان را بردارند و مثلا یک دانشجو را بگذارند اتفاق خاصی در داستان نمی افتد.

اما "یه حبه قند"

فیلم تحسین شده رضا میر کریمی .

فیلمی که عباس کیارستمی پوستر آن را طراحی کرده ، رخشان بنی اعتماد آنونس آن را ساخته ومجید مجیدی تیزرهای تبلیغاتی آن را تولید کرده است .کارگردان زیر نور ماه در یک حبه قند روابط جزئی اعضای یک خانواده بزرگ و اصیل ایرانی را هنرمندانه به تصویر کشیده است در این میان یکی از اعضای خانواده روحانی است. اگر چه در این فیلم  نقش روحانی در حد تیپ است نه شخصیت؛ اما دوست داشتنی و باورپذیراست مثل تمام نقش ها و کارکتر های دیگر فیلم.

 ادبیاتی نامأنوس ندارد و لفظ قلم با اطرافیان سخن نمی گوید. به معنی دقیق کلمه مردمی است. مدام تسبیح در دست ندارد. تافته جدابافته نیست.  متواضع و در عین حال باهوش است.  

وارد اتاق که می شود باجناق ها دراز کشیده اند و با ورود او خودشان را جمع و جور نمی کنند.

به جز لحظه ای که از دفن بر می گردد اصلا معمم دیده نمی شود. چون تمام داستان درون منزل اتفاق می افتد البته اگر داستانی برای فیلم قائل شویم.

 سوال که می کنند با  کاسه آشی که در دست دارد مطلب را تفهیم می کند که نشان می دهد با مخ  دین آشناست و مطلب برای خود او جا افتاده است؛ اگر چه آیه مورد نظر را حفظ نیست.

بلد نیست روضه بخواند؛ اما روضه که می خوانند متاثر می شود. برای رکعات نماز مادر بزرگی که آلزایمر دارد و ساعت هاست دارد یک نماز را می خواند سخت نمی گیرد و به همان نماز شکسته بسته او اعتقاد دارد و به او التماس دعا می گوید.

 دعای تلقین میت را حفظ نیست و در بهبوهه دفن میت درون اتاق رفته و مفاتیح به دست راه می رود و دعا را حفظ می کند و در عین حال از عبارات دعای تلقین متاثر می شود و به شدت می گرید.

خبر سرطان خود را تلفنی از پزشک می شنود و در عین حال آرام است سفارش می کند که دکتر به همسرش  چیزی نگوید.

خلاصه روحانی یه حبه قند مثل همین دوستان و رفقای روحانی است که هر روز با آنها نشست و برخواست دارم با همان خصلت ها و همان ویژگی ها. گویا میرکریمی با طلبه ها زندگی کرده است و با تمام حال و هوای طلبگی و دغدغه ها و خصوصیات و ظاهر و باطن آن ها آشناست.


برچسب‌ها: حوزه و سینما, یه حبه قند, رضا میرکریمی

عکس

دانلود